اينکه ,انبياء ,انسان ,تکميل

حدود و اختياراتی فراوانی که صوفیه برای اقطاب خود قائل هستند, را بطور خلاصه با اشکال وارده بیان میدارم.

* من از قيود طبع و نفس آزادم.

آزادي به چه معنا؟
به معناي اينکه هر کاري که نفس مي گويد بدون چون و چرا آزادم انجام دهم؟
اگر اين باشد يعني اينکه شما گناه مي کنيد چرا که نفس، انسان را به گناه وادار مي کند. آيا مي توان از چين کسي که خود را از تمام قيود نفس، رها مي داند پيروي کرد و آن را به عنوان قطب العارفين و امام المتقين دانست؟

اشکال به مورد :

اولين اشکالي که در اين قسم به طور واضح به چشم مي خورد اين است که اگر قرار بود شما عده اي را تکميل کنيد پس هدف از بعثت انبياء و امامان و در نتيجه هدف از آفرينش لغو و عبث مي شد و إلاّ که انبياء و امامان به اين مقام اولي تر بوده اند.

به عبارت ديگر : اگر قرار باشد که يک انسان، انسان ديگر را تکميل کند پس جايگاه دين الهي و ارسال پيامبران و فلسفه ولايت امامان در چه موقعيتي قرار خواهد گرفت چراکه اگر اينگونه باشد، به ناچار بايد قيد شريعت را زد و براي کمال يافتن و سعادت ابدي از اين طريق استفاده نمود.

علاوه بر اين، اختيار انسان در تعيين سرنوشت خود چه مي شود؟

مضافا به اينکه اگر بخواهد اينطور باشد، اين قطب بايد بر اساس وظيفه اي که دارد همه انسانها را تکميل کند وگرنه وظيفه الهي خويش را انجام نداده و حکمت خداوند لطيف زير سوال مي رود.
جالب اينکه اگر بتوان روح قبائح را از تن انسانها بيرون کرد و يا به تن ديگران ادخال نمود پس جايگاه شيطان در اين وسط کجاست چراکه تا آخرين لحظه عمر بشريت مهلت داده شده و همچنين انبياء و اولياء هم از وساوس شيطاني در امان نبودند و نيستند

 

 
 
منبع اصلی مطلب : مجذوبان کور
برچسب ها : اينکه ,انبياء ,انسان ,تکميل
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : حدود و نقد اختيارات اقطاب صوفی 2